مشکل بزرگ این روزهای بازاریابی شبکه ای در ایران: Product Inventory

مشکل بزرگ این روزهای بازاریابی شبکه ای در ایران: Product Inventory

آموزش نتورک مارکتینگ در ایران در ابتدایی سطح ممکن باقی مانده است و متأسفانه کاستی های بسیاری در آن دیده میشود. بعد از داغ شدن تب شرکتهای بازاریابی شبکه ای مجوز دار در ایران، به روشهای مختلف مورد عنایت دوستانی که خود را طرفدار و فعال این صنعت همچنان نوپا در داخل کشور میدانند، قرار گرفته ام. یکی از این موارد که به شدت موضوع بحث دوستان بوده و برخی از کامنتها به آن اشاره دارد، مخالفت من با تمامی شرکتهای فعال و دارای مجوز بازاریابی شبکه ای در کشور است. در این پست به نکته ای اشاره خواهم کرد که در زمان نوشتن این مطلب در هیچ یک از شرکتهای فعال و دارای مجوز در ایران به آن توجهی نشده است و صد البته در قوانین فعلی (در زمان نوشتن این پست) هم از سوی قانون گذار این مورد فراموش شده است! این مسأله به ظاهر ساده، تأثیر بسیار بالایی بر میزان سوددهی شرکتهای فعال، میزان پورسانت بالاسریها و همینطور در موارد متعدد بر میزان ضرر تازه واردها و افرادی که هنوز سازمان فروش خود را نساخته اند خواهد داشت.

آموزش بازاریابی شبکه ای

اهمیت آموزش نتورک مارکتینگ

از تعریف شروع میکنیم:

Product Inventory یا inventory loading چیست؟

به زبان ساده: وقتی زیرمجموعه خود را تشویق به خرید مقدار زیادی محصول از محصولات ولو مصرفی شرکت میکنید تا در آینده بفروشد (بدون توجه به حجمی که توانایی فروشش را دارد که البته مصرف شخصی خودش هم در همین حجم فروش منظور میگردد) در واقع دارید مرتکب خطای Product Inventory میشوید که یکی از مصادیق طرحهای هرمی نوین بوده و خلاف قوانین فعالیت در شرکتهای معتبر جهانی است.

اجازه بدهید مثالی بزنم:

فرض را بر این میگذاریم که شرکت x در سبد محصولاتش پودر لباسشویی قرار داده است. یک بازاریاب تازه وارد که آشنایی با بازاریابی نداشته و اولین بارش هست که وارد یک موقعیت نتورک مارکتینگ شده است، توانایی فروش مسلماً ۱۵ پودر لباسشویی در ماه را نخواهد داشت به فرض اینکه با مصرف بسیار بالا، دو بسته ۲ کیلویی از این پودر لباسشویی را خودش در منزل مصرف کند و به اطرافیان خود هم تا میتواند بفروشد! حال اینکه اطرافیان بخواهند به برندی که این فرد توصیه میکند، اعتماد کنند و همینطور در آن برهه از زمان نیاز به آن داشته باشند و … کلاً به کنار!

یا مثالی دیگر:

شرکتی که پکیجی از محصولات بهداشتی شامل یک کارتن دستمال کاغذی، ۱۰ کنسرو ماهی، ۵ شامپو و … را به ارزش ۲۰۰ هزار تومان در سبد خود قرار داده است. این حجم از محصولات بهداشتی آیا برای مصرف یک ماه یک فرد کمی زیاد نیست؟ برای خانواده ای ۴ ۵ نفری چطور؟ همینطور برای یکی که در روز دو ساعت برای این کسب و کار زمان تخصیص داده است، آیا فروش اینها به همین سادگی ممکن است؟

در این دو مثال، ما خرید حجم بالایی از محصولات را شاهد هستیم که صرفاً بخش از آن پتانسیل مصرف و فروش به غیر را دارد و الباقی دقیقاً مصداق product inventory هستند که یکی از دلایل عدم سلامت یک موقعیت نتورک مارکتینگ (بازاریابی شبکه ای) محسوب میشود.

انجمن فروش مستقیم آمریکا، inventory loading را اینگونه تعریف میکند:

طرح یا رویه ی آن فروشندگان مستقل را مجبور یا تشویق میکند تا محصولات را به مقداری تهیه کنند که برای فروشنده مصرف شخصی یا فروش آن به سایرین و یا هر دو این موارد با هم در یک مدت زمان منطقی غیر ممکن است و از توانایی اش خارج است.

البته بحث اجبار به خرید به دلیل صراحت غیر قانونی بودنش چیزی است که دیگر به ندرت دیده میشود و خوشبختانه در داخل کشور این مورد به چشم نمی آید اما:

در واقع در پس این تعریف موارد زیر نهفته است:

۱. تشویق به خرید محصولات بیشتر به منظور رسیدن به رنکهای بالاتر

۲. تشویق به خرید محصولات بیشتر از سوی افرادی که تازه وارد می شوند به منظور حصول سود بالاتر و رسیدن به رنک های بالاتر در طرح پاداش شرکت از سوی بالاسری ها.

۳. تشویق به خرید بیشتر با این هدف که با فروش آنها میتوانید سود بیشتری کنید در حالی که قدرت فروش فرد در نظر گرفته نمیشود.

انبار کردن محصول در نتورک مارکتینگ

نمونه ای از product inventory در بازاریابی شبکه ای

در پس تعریف انجمن فروش مستقیم آمریکا این سه نکته نیز نهفته است که نشانه های واضح شرکتهایی هستند که مشکل Product inventory در آنها مشهود است!

چرا این اتفاق می افتد؟ چرا Product inventory نشانه ای از طرحهای هرمی محسوب میشود؟

برخورد قانونی با انبار کردن محصول

برخورد قانونی با انبار کردن محصول

دلیل اصلی در وقوع product inventory حصول سود بیشتر است. وقتی یکی از افراد حجمی از محصولات را خریداری میکند، هم به بالاسری ها و هم به شرکت سود میرسد. اما قوانین شرکت است که می بایست جلوی این مورد یعنی خرید و انبار کردن محصولات را بگیرد و به تازه واردین اجازه خریدهای بالا نداده و از تکرار خرید از سوی افرادی که موفق به فروش میزان محصولات خریداری شده قبلی خود نشده اند، جلوگیری کند.

در طرحهای هرمی که محصول را وارد بازی میکنند، محصول/محصولاتی فاقد ارزش واقعی به میزان مبلغ اخذ شده و یا غیر مصرفی ارائه میشود. زمانی که Product inventory به وقوع میپیوندد هم در واقع یک سری محصول انبار شده توسط فرد داریم که امکان فروشش وجود ندارد و مصرف شدنی هم نیست در دوره ای که خرید انجام شده! خب تفاوتی با طرحهای هرمی دیده میشود؟ من که نمیبینم!

مهمترین چالش در برخورد با این قضیه، تعیین قوانین دقیق از سوی مراجع مسئول همچنین شرکتهای فعال است که متأسفانه کوچکترین توجهی تا لحظه انتشار این مقاله به این مورد نداشته و ندارند!

برخورد با Product inventory در ایالات متحده

برخورد قانونی با product inventory در آمریکا

برخورد قانونی با product inventory در آمریکا

در ایالات متحده آمریکا به عنوان مهد mlm دنیا، بحث برخورد با انبار کردن محصول به سال ۱۹۷۵ و پرونده جنجالی amway برمیگردد. در این داستان دنباله دار، که در سال ۱۹۷۹ با پیروزی Amway خاتمه یافت، کمیسیون تجارت فدرال (FTC) با حصول توافقاتی با Amway این موقعیت تجاری را رسمی و قانونی اعلام کرد. بخش از این توافقات در مورد موجودی محصول بود به این شکل که:

تا زمانی که بازاریاب موفق به فروش/مصرف حداقل ۷۰% خرید قبلی خود نشده است، اجازه خرید مجدد را نخواهد داشت.

این بند به قانون ۷۰% معروف شده است و در بحث product inventory محل برخورد مناسبی است. هرچند این عدد در فرهنگهای متفاوت و شرایط اقتصادی متفاوت، مطمئناً دستخوش تغییر میشود و صرفاً به عنوان یک نمونه ذکر کرده ام.

در برخورد با product inventory، بحث بازپس گری موجودی محصول بدون قید و شرط هم مطرح میشود (معمولاً ۹۰ روز) که باز هم در میان قوانین ایران و شرکتهای فعال، کمی غریبه است!

نگاهی به قوانین بازاریابی شبکه ای ابتدایی در ایران همچنین قوانین شرکتهای مجوز دار فعال، بیانگر این حقیقت است که صنعت نتورک مارکتینگ همچنان جای کار بسیار دارد و متأسفانه بیش از حد نوپا بوده و قوانین وضع شده فعلی، صرفاً ساختمانی بدون پی و بن هستند که به راحتی فرو خواهد ریخت!

همانطور که در روزهای نخست فعالیت شرکتهای مجوز دار، بحث عرضه محصول غیر مصرفی در دوره های پرداخت شرکتها به شدت خودنمایی میکرد و بعدها با تغییرات بی سر و صدا در پشت پرده رویه تغییر کرد، باید به زودی منتظر تغییر در این مورد هم باشیم: تغییر در نوع محصولات عرضه شده و جلوگیری از انبار کردن محصول برای دریافت پورسانت و رسیدن به رنک های بهتر در طرح پاداش شرکت ها. این تغییر به وضوح در قوانین شرکتها و قوانین کلی صنعت در کشور دیده خواهد شد و دیر یا زود باید شاهد بندهای مشابه قانون معروف ۷۰% در قوانین شرکتها باشیم.

فراموش نکنید که هر شرکت یک دوره پرداخت ثابت دارد که در آن دوره نسبت به محاسبه پورسانت بازاریابان و تسویه حساب با آنها اقدام میکند، حال هرگاه میزان خرید انجام شده از سوی بازاریاب بیشتر از مقداری بود که میتوانست در طول این دوره پرداخت بدون دردسر بفروشد (هم خودش مصرف کند به مقدار منطقی و هم به سایرین بفروشد)، انبار کردن محصول یا product inventory یا inventory loading را مشاهده میکنیم.

دقت داشته باشید وقتی برای رسیدن به رتبه بهتری در طرح پاداش شرکت نسبت به خرید حجم بیشتری از محصولات اقدام میکنیم، باز هم بحث انبار کردن محصولات یا product inventory سر باز میکند و نمیتوانیم آن را نادیده بگیریم.

در مورد product inventory میتوان ساعتها بحث کرد و مقالات متعددی منتشر نمود اما آنچه در این زمینه و در زمان نوشتن این مقاله به کار می آید، دقیقاً ذکر شده و امید است که با کسب این اطلاعات، شاهد تصمیم گیریها و رفتارهای حرفه ای تر از سوی علاقه مندان به فعالیت در صنعت نتورک مارکتینگ همچنین فعالان فعلی این صنعت باشیم.

انبار کردن محصولات در mlm و نتایج آن

انبار کردن محصولات در mlm و نتایج آن

انبار کردن محصولات میتواند بار اقتصادی سنگینی بر بسیاری از افرادی وارد آورد که بدون درک صحیح از صنعت، صرفاً با انگیزه ی کسب درآمد بالا به خرید از شرکتها میپردازند و افراد سازمان فروش خود را نیز نسبت به این مهم تشویق می نمایند.

بهروز مهندس زاده – دوشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۳

۶ نکته در استفاده از hashtag ها در سوشال مارکتینگ

۶ نکته در استفاده از hashtag ها در سوشال مارکتینگ

بازاریابی شبکه های اجتماعی یکی از مهمترین ارکان استراتژی بازاریابی اینترنتی هر کسب و کار آنلاینی به شمار می رود و در این بین، Hshtag ها به عنوان ابزار دسته بندی محتوا در شبکه های اجتماعی، میتوانند اشتراک مخاطبان شما را به همراه داشته باشند.

میتوانید از hashtag های بسیار موجود استفاده کنید یا اینکه هش تگهای مورد نظر خودتان را بسازید ولی در هر صورت توصیه میکنم نکات زیر را حتماً در زمان استفاده از هش تگها به یاد داشته باشید اما در قدم نخست:

 

چطور از hashtag استفاده کنیم؟

شاید این مهمترین سئوال برای بسیاری باشد، و پاسخ آن گویای سادگی بیش از حد استفاده از این قابلیت شبکه های اجتماعی است. برای استفاده از هش تگ ها در پستهای خود در شبکه های اجتماعی، کافیست عبارتی که میخواهید در هش تگ استفاده کنید را پس از علامت # بیاورید. برای مثال هش تگ بازاریابی را به شکل زیر به پست خود بیافزایید:

#بازاریابی

سیستم شبکه اجتماعی، به طور اتوماتیک، عبارت “بازاریابی” را به صفحه هش تگی به همین نام، لینک خواهد کرد. اما اگر مثلاً هش تگ دو بخشی داشتید، به شکل زیر آن را بیافزایید:

#بازاریابی_اینترنتی

عبارت “بازاریابی اینترنتی” به صورت اتوماتیک به صفحه مربوطه لینک میشود. با این روش، مخاطبین خود را در این دسته هدف قرار میدهید. اما در استفاده از هش تگها یک سری نکات وجود دارد که ۶ مورد اصلی در ادامه ذکر میشود:

 

۱. از هش تگ های کوتاه استفاده کنید!

حتماً متوجه هستید که توییتر فقط به اندازه ۱۴۰ کاراکتر به شما فضا میدهد تا توییت خود را ارسال کرده، نظر خود را جهانی نمایید! لذا هرچه هش تگ کاربردی شما کوتاهتر باشد، تعداد کاراکترهای بیشتری برای متن توییت در دسترس خواهید داشت.

البته هش تگ های کوتاه در شبکه های اجتماعی چون گوگل پلاس یا فیس بوک ضروری نیستند چون محدودیتی در تعداد کاراکترهای پستهای ما وجود ندارد اما در این موارد، بلندی هش تگ ها میتواند زمینه گیج شدن یوزر را فراهم کند (نسبت به هش تگهای کوتاهتر)

 

۲. هش تگهای اختصاصی به کار ببرید

برخی هش تگها بسیار محبوب یا بسیار ناشناخته هستند. در زمان استفاده از Hashtag ها حتماً توجه داشته باشید که انتخاب شما در ارتباط کامل با موضوع پستتان بوده و از محبوبیت مناسبی برخوردار باشد. در این مورد، دقیقاً حالتی مد نظر است که در انتخاب کلمه کلیدی اصلی سایت لحاظ می شود. نه خیلی محبوب و نه خیلی ناشناخته! مسلماً وقتی هش تگی بسیار محبوب برمیگزینید، پست شما در میان انبوه پستها گم خواهد شد! و هش تگ کم محبوبیت، مثل تبلیغات در یک شبکه پربیننده هست وقتی که شبکه برنامه ای پخش نمیکند و در نتیجه مخاطبی ندارد!

 

۳. در مصرف Hashtagها صرفه جویی کنید!

توییتهایی که یک یا دو هش تگ دارند، مشارکت بیشتری از آنهایی که سه هش تگ یا بیشتر دارند، به خود میبینند. همچنین به یاد داشته باشید که استفاده زیاد از هش تگها، یکی از روشهای شناخته شده اسپمرهاست. پس در مصرف Hashtagها صرفه جویی کنید.

 

۴. تگهای محبوب را نربایید (کش نرید!).

شاید ارتباطی بین پست شما و تگهای محبوب و پر سر و صدا وجود داشته باشد ولی سعی کنید از اینها مخصوصاً بحث برانگیزهاشون، دوری کنید. شاید یوزرها این تگها را به کل نادیده بگیرند و یا با شک و گمان به آنها نگاه کنند که در هر دو حالت، به ضرر برند شما خواهد بود.

 

۵. تگهای مربوط به کار ببرید!

به این مورد تقریباً اشاره شد. ولی خیلی واضح تر عرض میکنم که تا میتوانید هش تگهایی را انتخاب کنید و به کار بگیرید که دارای ارتباطی کاملاً منطقی با موضوع پست شما داشته باشند در غیر اینصورت شاید یوزر به شما به چشم یک اسپمر بنگرد… .

 

۶. در تمام شبکه ها از هش تگ ها استفاده کنید اما در تمام شبکه ها هم استفاده نکنید!

نتایج بررسیها نشان میدهد که استفاده از هش تگها تأثیری بر میزان نمایش پستها در فیس بوک ندارند و در واقع پستهای بدون هش تگ، بهتر از هش تگ دارها عمل میکنند!

در مورد استفاده از هش تگها، توییتر و اینستاگرام اهداف اصلی ما هستند البته این اصلاً به این معنی نیست که در سایر شبکه های اجتماعی از هش تگ ها استفاده نکنیم که بیشتر هدف متذکر شدن این نکته است که از فیس بوک زیاد انتظار نداشته باشید در این مورد و البته روی توییتر و اینستاگرام بیشتر برنامه ریزی کنید… .

 

این متن ترجمه ای بود از این منبع.

۵ اسکریپت همکاری در فروش برتر!

۵ اسکریپت همکاری در فروش برتر!

تب داغ راه اندازی سیستم همکاری در فروش هنوز هم رواج دارد و به این سادگیها هم فروکش نخواهد کرد! رویای کسب درآمد بالا با سرمایه کم و در مدت زمان اندک، چیزی نیست که به این راحتی ها دست از سر کم تجربه ترها بردارد مخصوصاً وقتی عده ای سودجو، این رویا را تقویت میکنند… .

البته هرگز منکر پتانسیل بسیار بالای همکاری در فروش (affiliate marketing) چه در کسب درآمد مدیر سیستم چه برای تبلیغات و برندینگ محصولات و سرویسهای مختلف نشده، نمیشوم و نخواهم شد اما این را نیز از یاد نخواهم برد که رویای یک شبه ثروتمند شدن با راه اندازی یک سیستم همکاری در فروش به دنبال خرید یک اسکریپت، دروغی سودجویانه بیش نیست!

در این پست، با معرفی ۵ اسکریپت برتر و عموماً اوپن سورس همکاری در فروش، دیدی تازه نسبت به خرید اسکریپتهای موجود در بازار به شما خواهم داد که باعث می شود در مدیریت سرمایه خود همچنین بررسی پیشنهادهای وسوسه کننده فروشنده های مختلف، دقت بیشتری به خرج دهید… . البته این نکته را فراموش نکنید که اینها همگی نسخه های اصلی اسکریپتها هستند و بدون ترجمه فارسی و در صورت تمایل به استفاده (پس از اینکه به رایگان تست کردید و مطمئن شدید)، می بایست آنها را ترجمه و بومی سازی بفرمایید که با هزینه کم توسط افراد بسیار در وب فارسی قابل انجام است.

۱. eLitius.com

  1. قابلیت سفارشی سازی کامل
  2. پشتیبانی از smarty در طراحی قالبها
  3. صد در صد رایگان از نصب تا زاه اندازی و استفاده مادام العمر!
  4. آپدیتهای دائمی رایگان به همراه ساپورت رایگان
  5. بدون محدودیت در تعداد بازاریابها و همکاران.
  6. سازگاری با تمام اسکریپتهای فروشگاه ساز و سرویسهای پرداخت آنلاین
  7. امکان تعریف پورسانت برای هر محصول به صورت جداگانه یا برای گروههای مختلف محصولات.
  8. بخش تاریخچه تراکنش ها
  9. امکان ویرایش ساختار ایمیلهای ارسالی
  10. بدون محدودیت در تعداد بنرها و لینکهای تبلیغاتی
  11. به روش پرداخت پیش فرض: چک، انتقال بانکی و paypal (که برای زبان فارسی بدون شک نیاز به ادیت خواهد داشت.)
  12. ارائه آمار و اطلاعات مختلف درباره بازاریابها، فروش و ترافیک سایت
  13. بخش مخصوصا گزارش دهی برای بازاریابها
  14. و … . برای مطالعه کامل ویژگیها میتوانید به این صفحه مراجعه کنید؛ توصیه میکنم پس از دانلود، نصب و استفاده نمایید تا با وِیژگیهای اسکریپت به صورت کامل آشنا شوید.

 

۲. affiliatesforall.org

  1. یک اسکریپت رایگان و اوپن سورس منتشر شده تحت گنو ۳.
  2. امکان سفارشی سازی کامل با توجه به نیازهای شما.
  3. امکان تنظیم عمر کوکی ها
  4. امکان تعریف پورسانت ثابت یا درصدی
  5. امکان تعیین اینکه پورسانت فقط برای خرید اول مشتری پرداخت شود یا مادام العمر!
  6. امکان تنظیم ارسال ایمیل برای سفارشت جدید و پورسانتهای تأیید شده.
  7. انواع گزارشات برای بازاریابها.
  8. سازگار با مجنتو.
  9. محیط کاربری بسیار ساده و حرفه ای.
  10. صد در صد رایگان از نصب تا زاه اندازی و استفاده مادام العمر!

 

۳. jam.jrox.com

پس از کلیک روی لینک فوق و باز شدن سایت، سمت راست در قسمت download now for free فیلدها را تکمیل نمایید تا بتوانید نسخه رایگان این اسکریپت را دانلود کرده و تست بفرمایید. در نسخه رایگان تعداد بازاریابها به ۵۰ عدد محدود است و صرفاً مناسب تست می باشد.

پس از تست و در صورت تمایل، خواهید توانست با قیمت ۱۷۹ دلار (در زمان نوشتن این مطلب) لایسنس مادام العمر اسکریپت را تهیه کنید تا محدودیت تعداد بازاریابها برداشته شود. توجه داشته باشید با خرید این لایسنس، از یک سال پشتیبانی کامل در کنار حذف لینک کپی رایت سازنده اسکریپت، بهره مند خواهید شد.

مقایسه قیمت و امکانات با نمونه های داخلی را از یاد نبرید… .

۴. iDevAffiliate

یک اسکریپت خارق العاده!

  1. انواع ابزارهای تبلیغاتی برای بکارگیری توسط بازاریابها شامل:
    – بنر
    – تبلیغات متنی
    – لینک تبلیغاتی
    – صفحات html کامل
    – ایمیلهای تبلیغاتی آماده
    – بروشورهای پی دی اف
    – ویدئو ها
    – و …
  2. امکان پرداخت کمیسیون ثابت برای هر فروش یا درصد به ازای هر فروش
  3. امکان پرداخت به ازای هر کلیک
  4. امکان پرداخت به ازای فعالیت کاربر در سایت (مثل ثبت نام در سایت یا هر کار دیگر که به شما کمک میکند مثلاً به ازای خرید یک کتاب x تومان پرداخت داشته باشید و به ازای ثبت نام کاربر در خبرنامه سایت فروشنده کتاب که با شما همکاری میکند؛ y تومان!)
  5. پشتیبانی از پرداختهای چند سطحی به بازاریابها
  6. انواع گزارشها به بازاریابها
  7. انواع گزارشها به مدیریت سیستم
  8. امکان خروجی گرفتن از گزارشات به صورت csv یا فایل excel
  9. معرفی بازاریاب های برتر که می تواند برای اهدا پاداش به آنها، راهنمای شما باشد.
  10. و …

در این مورد، پس از بررسی دمو آنلاین در این آدرس، میتوانید نسبت به تهیه نسخه مورد نظر خود اقدام بفرمایید که در زمان نوشتن این مطلب، گرانترین نسخه، ۳۹۹.۹۹ دلار قیمت داشت و ارزانترین نسخه، ۱۴۹.۹۹ دلار. این اسکریپت روی هاست خود شما نصب و ارائه میشود.

۵. postaffiliatepro

این گزینه و idevaffiliate که در شماره ۴ معرفی شد، محبوب ترین و بهترین اسکریپتهای راه اندازی سیستم همکاری در فروش شناخته می شوند (با توجه به آنچه در سایتها و انجمنهای گوناگون بحث شده است).

  1. این اسکریپت قابلیت خرید و پرداخت به صورت ماهانه نیز دارد که از ماهی ۲۹$ شروع میشود اما در این حالت، اسکریپت روی سرورهای خود فروشنده نصب میشود نه سرور شما.
  2. پشتیبانی مادام العمر
  3. با ۱۶ زبان ارائه شده است و به راحتی قابل ترجمه نیز هست!
  4. قالبهای متعدد و بسیار حرفه ای برای پنل مدیریت و پنل بازاریابها در اختیار شماست.
  5. امکان پرداخت پورسانت به چند سطح از بازاریابها (هر بازاریاب میتواند بازاریاب جذب کند و بابت فروشهای وی، پورسانت دریافت نماید.)
  6. امکان عضویت فروشندگان مختلف وجود دارد!
  7. امکان پرداخت همزمان پورسانتهای بازاریابان.
  8. محیط کاربری به شدت یوزر فرندلی و ساده.
  9. امکان تعریف حالتهای متنوع برای پرداخت پورسانت بازاریابها
  10. امکان پرداخت پورسانت برای محصولاتی که دوره پرداخت دارند مثلاً برای هاستینگی که ماهیانه هزینه دریافت میکند یا برای حق عضویت یک سایت… .
  11. انواع و اقسام ابزارهای تبلیغاتی برای بازاریابها
  12. انواع گزارشها در دسترس شما خواهد بود.
  13. و … که میتوانید لیست تمام ویژگیها را در این صفحه ببینید.

ارزانترین نسخه قابل ارائه روی سرور شما از این اسکریپت، در زمان نوشتن این مطلب، ۲۹۷$ با سایر امکانات و خدمات ضروری قیمت دارد. میتوانید از این لینک این نسخه را بررسی نمایید.

———————————————

خب با توجه به آنچه گذشت، حداقل هایی از اسکریپتهای همکاری در فروش در ذهنها ساخته شد که با قیمتهای خیلی کمتر و حتی رایگان در دسترسند! (البته مشکل فقط نیاز به فارسی سازی است وگرنه در سایر موارد، بدون نیاز به هیچ تعللی، انتخاب این گزینه ها اولویت خواهد داشت!).

انتخاب اسکریپت مناسب برای استارت بیزینس همکاری در فروش یکی از مواردی است که بر موفقیت آن تأثیر مستقیم خواهد گذاشت. توصیه من به دوستانی که قصد راه اندازی یک سیستم همکاری در فروش جدید را دارند این است که تا جایی که جا دارد، از نسخه های رایگان برای کسب تجربه استفاده کنند و اگر نیاز به توسعه داشت، روی آنها فکر کنند تا اینکه بدون تست و صرفاً بر اساس تبلیغات و در بسیاری موارد، چرب زبانی های عده ای سودجو، مبادرت به خرید یک اسکریپت نموده و فعالیت خود را آغاز کنند.

به عنوان آخرین نکته؛ در اجرای یک پروژه تحت وب، همیشه برنامه نویسی اختصاصی حداکثر انعطاف پذیری را به شما خواهد داد. پس اگر برای حرفه ای شدن برنامه ریزی جدی دارید، بررسی امکانات و نیازهای خود را بر اساس برنامه هایتان اولویت بدانید سپس برای اجرا، یک تیم برنامه نویسی مناسب را استخدام بفرمایید.

این اسکریپتها، بر اساس آنچه تولید کنندگانش نوشته اند، انتخاب شده و جستجو در سایر سایتها و انجمنها، نشان از رضایت نسبی از اینها داشته و شخصاً هیچ یک را به طور کامل تست نکرده ام. اما نکته مشترک تمام اینها این است که در صورت نیاز به امکانات بیشتر، خود توسعه دهنده به سرعت سرویس مورد نیاز را ارائه میدهد.

پریسا؛ الفبای موفقیت

پریسا؛ الفبای موفقیت

موفقیت برای هر کس مفهوم خاص خود را دارد اما به نظر من رسیدن به چیزی که نام موفقیت بر آن می نهیم، پیمودن مسیری ثابت را می طلبد که در این مطلب قصد تعریف این مسیر را دارم.

همه میدانیم که پیش از نوشتن به هر زبانی باید الفبای آن زبان را فرا گرفت؛ اگر قصد دارید موفقیت زندگی خود را بنویسید (حاصل کنید)، گریزی از فراگیری الفبای موفقیت نخواهید داشت. پریسا را به عنوان الفبای موفقیت بشناسید و امیدوارم که در مسیر موفقیتهای زندگیتان، همچون من از این الفبا بهره بگیرید.

چرا پریسا؟

نخست باید به پایه ای ترین سئوال پاسخ داد، چرا پریسا؟ چرا برای موفقیت این الفبا برگزیده شده است و چرا آن را منتشر کرده ام آن هم بعد از نوشتن فرمولهایی مثل METS که در نخستین کتابم به آن اشاره کرده بودم (کتاب هرگز به چاپ نرسیده ی “نتورک مارکتینگ از نگاهی دیگر“):

پایداری راه یگانه ی سربلندی و آزادی

البته شاید به نظر بسیاری الفبای موفقیت چیزی جز این باشد که خب در این مورد صحبتهای بسیار می توان کرد اما در مسیری که تا به امروز طی کردم و با تجاربی که تا به امروز در زندگی بدست آورده ام، الفبای موفقیت را در بهترین حالت میتوان در پریسا دید. گاهی یک اسم میتواند بهترین الهام بخش زندگی باشد… .

در ادامه و برای باز کردن بیشتر موضوع مثالهایی ارائه خواهد شد که همگی تجارب خودم هستند و صد در صد مطابق واقعیت… .

پایداری

اولین و محرزترین چیزی که در مسیر موفقیت لازم و حیاتی به حساب می آید، پایداری و ثبات در مسیر است:

رهرو آن نیست که گهی تند و گهی خسته رود، رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود.

همه ما تا به امروز تجارب بسیاری را اندوخته ایم؛ خواه خوب خواه بد، آنچه در تمام موارد مشترک بوده است (ولو بدون آگاهی خودمان!) پایداری بوده که در مسیر داشته ایم حال پایداری در انجام کارهای نادرست یا در انجام کارهای درست.

سال ۱۳۸۶ که اولین بار روی 84edu.net مطلبی منتشر کردم تا اوایل بهار ۱۳۸۷، پایدارترین حالت ممکن را در یک مسیر داشتم اما در بهار ۱۳۸۷ که بنا به دلایلی سایت به مدت دو ماه از دسترس خارج بود، تازه متوجه شدم که چرا تا آن روز، فقط ۳۰۰ ۴۰۰ هزار تومان درآمد داشتم! من که خیلی جدی بودم!!! خیلی هم ثابت هر روز حداقل ۱۰ ساعت روی سایت کار میکردم و فعالیتهای مثلاً تبلیغاتی داشتم اما خوشبختانه از دسترس خارج شدن سایت کمکی کرد تا کمی عقب بایستم و مسیری که با تمام قدرت در حال پیمودنش بودم را بررسی کنم؛ بله پایداری مثال زدنی در مسیری اشتباه…! نوشتن مطالبی که محبوبیت خاصی نداشتند (اون روزها البته!) و بعد دل خوش کردن به موتورهای جستجو بدون اینکه تدارکی برای پذیرایی از آنها ببینم!

حکایت تبر کند هیزم شکن و درخت شده بود! با تبری کند با جدیت تمام مشغول قطع کردن درخت بودم غافل از اینکه اصل این هست که باید این جدیت و پایداری رو در مسیر درست نشون بدم.

اما بعد از اصلاح مسیر و دریافتن محل اشتباهات، باز مجددا می بایست در مسیر ثابت میبودم تا به جایی برسم که درآمد یک هفته ام بیشتر از درآمد حدود ۴ ۵ ماهم باشد! مسیر درست را پیدا کردم و در پیمودن آن، با وجود تمام مشکلات، پایدار باقی ماندم.

در مسیر جدید، دزدیده شدن محتوای تولید شده بود، تغییر الگوریتم های گوگل بود (که مدت طولانی بلاگم را بلاک کرده بود! از آخر هم دلیلش را نفهمیدم!)، توهین ها و تهدید های بسیار بود و … که هر یک به نوبه خود برای دلسرد کردن یک نفر که به دنبال موفقیت های محبوب خود هست، تأثیر چشمگیر دارند (و البته تأثیر گذار هم بودند که باعث شد برای مدتی نوشتن در بلاگم را رها کنم و صرفاً برای کسب و کارهای کاملاً انگلیسی زبان برنامه ریزی داشته باشم) اما در بازگشتی که پس از استراحت داشتم، پایدارتر از گذشته دست به کار شدم و باز در مقابله با مشکلات موجود در راه موفقیت به همین اصل برمیگردم که بدون ثبات قدم، ره به جایی نخواهم برد و نخواهید برد… .

پایداری نخستین گام در راه موفقیت

پایداری نخستین گام در راه موفقیت

 

راه

حکایت جالبی که برای خود من هم زیاد پیش آمده است؛ نشستیم سر جامون، زحمت هیچ تکونی رو هم به خودمون نمیدیم و منتظریم نتایج از غیب برسن و ما سربلند بزنیم بیرون که آره، من موفق شدم!!!

وقتی قراره پایدار باشیم باید راهی رو طی کنیم تا توی اون ثبات و پایداریمون رو به کار بگیریم!

باز هم برمیگردم به اوایل راه اندازی 84edu، زمانی که حتی عادت به مطلب گذاشتن هم نداشتم! درست توی ۱ ماه اول بود که حسابی عصبی بودم که چرا این همه من آنلاینم ولی سود خاصی نمیکنم! بعد که سایت رفت پایین و دوباره اومد بالا، تازه متوجه شدم بابا وقتی هیچ کاری نمیکنی و هیچ راهی رو استارت نمیزنی که درآمدساز باشه و زمینه های کسب درآمد رو فراهم کنه، حالا به بهترین شکل و با بیشترین انرژی هم آنلاین شو، نتیجه چیه؟ هیچی! چون در جا نشستی و فقط میگی که چرا، چرا، چرا!!!

انتخاب راه درست برای پیمودن و داشتن ثبات در اون رو به عنوان اصل دوم به یاد داشته باشید.

راه درست، گام دوم در مسیر موفقیت

راه درست، گام دوم در مسیر موفقیت

 

یگانگی

دیدید این بچه هایی که چندین و چند سایت رو با هم میارن بالا؟ یا اینایی که خودشون رو چند تا جای مختلف مشغول به کار میکنن؟ توی صحبتهای قبلی در مورد “پ” و “ر” همواره از یک راه صحبت کردم و یک مسیر و هرگز جمع نبستم…! برای این کار هم دلیل ساده ای دارم: نمیشه همزمان دو تا خرگوش رو دنبال کرد!

برای حرکت پایدار در راه موفقیت مطلوب خود، باید همیشه به یاد داشته باشید که یگانگی مسیری که انتخاب کرده اید، به معنی تمرکز روی اهدافتان است و این از ضروری ترین مواردی است که باز باید به آن توجه داشته باشید؛ هرگز نمیتوانید انتظار داشته باشید که وقتی نگران اجاره مغازه هستید، بتوانید به خوبی پاسخ بازدیدکنندگان سایت خبری خود را بدهید! اگر مسیری که برای موفقیت انتخاب کرده اید، اینترنت است و اگر در اینترنت راه اندازی فروشگاه اینترنتی را برگزیده اید، دیگر نیازی به این نیست که به تنهایی دو مغازه در سطح شهر که ارتباطی با سایتتان ندارند و دو سایت دیگر در دو موضوع کاملاً متفاوت را نیز مدیریت کنید!

فراموش نکنید که یگانگی مسیر به این معنی نیست که یک سایت به تنهایی همه کار را انجام میدهد و نیازی به هیچ چیز دیگر نیست چرا که خیلی وقتها یک سایت برای جذب ترافیک مناسب، نیاز به یک بلاگ هم دارد! اما یک سایت فروشگاهی مسیری متفاوت از یک سایت دوستیابی دارد و نمیتوان این دوگانگی مسیر را به تنهایی مدیریت کرد مگر اینکه برای هر مورد، تیمهای جداگانه داشته باشید… .

یگانگی مسیر، لازمه موفقیت

یگانگی مسیر، لازمه موفقیت

 

سربلندی

حتماً با خودتون میگید اینکه برای بعد از موفقیت هست! وقتی موفق شدیم، سرمون رو میگیریم بالا و با افتخار میگیم: من موفق شدم!

اما نه؛ برای موفق شدن می بایست سربلند بود. می بایست شخصیت یک انسان موفق رو داشت، مانند یک انسان موفق راه رفت، صحبت کرد، رفتار کرد، فکر کرد و خرج کرد. یک انسان موفق همیشه شاد است، همیشه با انرژی صحبت میکند و محکم راه می رود. هرگز وقتی برای تلف کردن ندارد و برای تمام کارهایش برنامه ریزی دارد. انسان موفق، هرجا که میرود با اعتماد به نفس وارد میشود و سر بالا میگیرد. انسان موفق از چیزی هراسی ندارد و شخصیت برگزیده اش، بزرگترین دارایی اش محسوب میشود، چنین فردی همیشه و همه جا مورد توجه است نه به خاطر موقعیتش، که به خاطر شخصیتش…

برای موفق بودن باید مثل یک آدم موفق سربلند بود و متشخص و این چیزی نیست که به آدم تزریق شود یا اینکه آن را جایی بتوان تهیه کرد، برای موفق شدن باید شخصیت یک موفق را در خود ساخت. پس از همین امروز سربلند باشید و با افتخار زندگی کنید، با هرکسی وقت خود را تلف نکنید و برای هر کاری انرژی خود را هدر ندهید، وقتی در موردتان کارتان صحبت میکنید سر خود را بالا بگیرید و بیزینس خود را بپرستید… .

سربلندی، شخصیت یک فرد موفق

سربلندی، شخصیت یک فرد موفق

 

آزادی

این هم شبیه چیزی هست که بعد از موفقیت حاصل می شود! وقتی یکی موفق شد، بدون شک آزاد هست که همه کاری کند، همه جا برود، همیشه خوشحال باشد و هر وقت دلش خواست کاری که دلش میخواهد را انجام دهد و … . اما هنر فرد موفق که در راه یگانه ی موفقیت خود با پایداری و سربلندی پیش می رود، این است که آزاد باشد!

آزادی به این مفهوم که با وجود اینکه همه فکر و ذکرش اهدافش و موفقیتش هست، وابستگی به آنها نداشته باشد! سهل ممتنع!

مگه میشه همه فکر و ذکر آدم یه چیز باشه و بعد بهش وابستگی هم نداشته باشه؟؟؟ باید گفت میشه و این دقیقاً دلیلی هست که خیلی ها میخوان موفق بشن ولی کمتر کسی موفق میشه! برای این مورد به مثال زیر توجه کنید:

یک فواره بزرگ آب وسط یک دریاچه مصنوعی که آب را با فشار به بالا میفرستد را در نظر بگیرید، اگر آب ۲۰ متر بالا برود، هر چه به ارتفاع بیست متری میرسیم، تعداد قطرات آب کم و کمتر می شود و در نهایت حداکثر یک قطره است که به بالاترین نقطه ممکن میرسد، سایر قطرات حذف میشوند… .

این فواره آب، همان راه درستی است که انتخاب کردیم اما تنها قطراتی به بالاترین نقطه میرسند که تا آنجا در مسیر پایدار بوده اند، خود را بالا نگه داشته اند و وابستگی به مسیر نداشته اند.

بله برای موفقیت نباید به مسیر وابسته شد و باید آزاد بود… .

آزادی، نقطه اوج موفقیت

آزادی، نقطه اوج موفقیت

 

پریسا الفبایی است برای موفقیت، برای تمام کسانی که میخواهند زندگی خود را بسازند و نمیخواهند آن را هدر دهند:

انتخاب با شماست: پردازش رویاها یا سرنوشت احمقها…

 

بله، آدم عاقل رویاهای خودش رو پردازش میکنه نه اینکه به باد فراموشی بسپاره فقط چون شرایط ایجاب کرده. باید تصمیمات همه جانبه در راستای رسیدن به اهداف و جامه عمل پوشوندن به اونها باشه…

راستی تشکر ویژه داشته باشم از آبنمای آلستر هامبورگ برای ایده ی قطرات بالاییش! هر لحظه زندگی، سرشار از ایده هست، یاد گرفتم دفترچه ای با خودم داشته باشم برای یادداشت کردن ایده هام!

alster از مناطق توریستی هامبورگ

Alster از مناطق توریستی هامبورگ

آیا مدیریت فروشگاه اینترنتی، بچه بازی است؟

آیا مدیریت فروشگاه اینترنتی، بچه بازی است؟

سال ها از استارت کار فروشگاه های اینترنتی در ایران می گذرد اما با کمال تأسف هنوز که هنوز است، خیلی ها مدیریت فروشگاه اینترنتی را بچه بازی و اتلاف وقت میدانند و به آن به عنوان یک حرفه نگاه نمیکنند!

نکته جالب در مورد این افراد این است که کوچکترین اطلاعی هم از وضعیت خرید آنلاین در کشور ندارند اما باز هم نظرات کارشناسانه ی بی ارزش خود را منتشر میکنند و البته باید قدردان این عزیزان هم بود که زمینه ای برای خندیدن ایجاد نموده دل بسیاری را شاد می سازند!

حجم خرید اینترنتی در سال ۱۳۹۲

در نخستین گام، و به عنوان یکی از بهترین پاسخ ها به افرادی که فروشگاه اینترنتی داشتن را اتلاف وقت میدانند بهتر است نگاهی داشته باشیم به آمار اعلام شده از سوی فرانک اسکوئی قائم مقام مرکز توسعه تجارت الکترونیک: در سال ۱۳۹۲ برآورد شده است که حدود ۹ هزار میلیارد تومان از فروشگاههای اینترنتی خرید انجام گرفته است!

عدد را یک بار دیگر مرور کنیم: ۹۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ تومان!

حال سئوال اینجاست که آیا چنین حجمی از تبادلات مالی (که البته رقم واقعی به مراتب بالاتر از اینهاست) میتواند در صنعتی که صرفاً کار بچه ها و برای پر کردن اوقات فراغت است، انجام گیرد؟ بدون شک خیر. پس همین آمار از سوی یک سازمان دولتی میتواند بهترین جواب به افرادی باشد که کسب و کار ما را به سخره میگیرند. عددی که حتی خواندن آن هم برای بسیاری دشوار است!

اما اجازه بدهید به دلایل این طرز فکر هم نگاهی داشته باشیم، به اینکه چرا به مدیریت فروشگاه اینترنتی و به کسب و کارهای آنلاین، صفت بچه بازی میدهند!

۱. سرمایه پایین برای راه اندازی

همه ما که در این صنعت فعالیم، خیلی خوب میدانیم که برای راه اندازی یک فروشگاه اینترنتی، گاه فقط به اندازه پول یک هاست و یک دومین سرمایه لازم داریم! حتی بسیاری موارد بدون نیاز به هیچ پولی استارت میخورند! نفس بی نیاز بودن از سرمایه یا سرمایه پایین خواستن در راه اندازی فروشگاه اینترنتی باعث شده است که بسیاری فکر کنند یک بچه هم میتواند به این سمت برود و چیز خاصی لازم نیست و به همین دلیل آن را یک کسب و کار بیشتر مناسب سرگرمی بچه ها میبینند!

اما تعداد افرادی که می دانند که وقتی سرمایه مورد نیاز برای استارت کم است، باید جای دیگری آن را جبران کرد و مثلاً تخصص بیشتری در مورد مدیریت فروشگاه داشت یا زمان بیشتری را برای کار روی فروشگاه تخصیص داد، متأسفانه بیش از حد کم هستن…!

۲. عدم نیاز به مدرک تحصیلی!

در دنیایی که در اغلب موارد کاغذی به عنوان سند تخصص شناخته می شود، اصلاً عجیب نیست که در یکی از کشورهای جهان سومی اش، حدود ۹۹% افراد وقتی کاری نیاز به مدرک تحصیلی نداشته باشد آن را سرگرمی و غیر جدی بدانند!

حسن بزرگ اینترنت در برقراری عدالت است طوری که دانش را در اختیار همه قرار داده است و این بستگی به خود فرد دارد که چقدر و چطور از این دانش در دسترس، استفاده کند. لذا برای بهره گیری از این اقیانوس عظیم، هیچ نیازی به مدرک تحصیلی نیست و میتوان بدون هیچ مدرک تحصیلی، بهترین کسب و کارها را راه اندازی کرد!

۳. امکان مدیریت فروشگاه از داخل منزل

برای بسیاری اصلاً قابل تصور نیست که بتوان از منزل هم درآمد داشت و باز بتوان درآمدهای بالا داشت اما حقیقت این است که اینترنت اینجا هم سنت شکنی کرده است! برای مدیریت فروشگاه اینترنتی میتوانید از میز نهارخوری خود، تختخوابتان، میز تحریرتان و حتی زمین خشک و خالی منزل استفاده کنید!

اصلاً نیازی نیست که برای مدیریت یک فروشگاه اینترنتی دفتری بسیاری شیک در یکی از بهترین مناطق تجاری شهر داشته باشید! این چیزی است که برای بسیاری از تجار، بازاریان و شاغلین حرف مختلف، حکم شوخی دارد و به دلیل درک پایین، این مورد را یکی از نشانه شوخی بودن مدیریت فروشگاه اینترنتی می دانند!

سه مورد فوق اصلی ترین دلایل برای شوخی دانستن مدیریت فروشگاه های اینترنتی هستند و دقیقاً از اصلی ترین دلایل حرکت افراد به سمت راه اندازی یک فروشگاه آنلاین هم به شمار می روند! اما چیزی که کفه ترازو را به سمت فعالین صنعت کسب و کارهای آنلاین و مشخصاً فروشگاه های اینترنتی پایین می آورد، حجم بالای خریدهای اینترنتی در ایران است که هوش از سر هر منتقدی میبرد: ۹ هزار میلیارد تومان فقط خرید اینترنتی داشته ایم و البته این یک تخمین است، شاید رقم بالایی به مراتب بالاتر باشد… .

مدیریت فروشگاه اینترنتی یکی از سخت ترین و در عین حال پردرآمدترین کارهای دنیاست. این صنعت همچنان در ایران ناشناخته مانده و اینکه عده ای از سر جهل، کسب و کارهای اینترنتی و مشخصاً مدیریت فروشگاههای آنلاین را بچه بازی می دانند، چیزی نیست که بتواند حقیقت را تغییر دهد؛ حقیقت هم جز مفید بودن تجارت آنلاین برای اقتصاد کشور نیست.

صفحه درباره ما و اهمیت آن

صفحه درباره ما و اهمیت آن

معمولاً پای ثابت تمام سایتهای جدید و قدیمی، صفحه ای است که در آن اطلاعاتی درباره مالک سایت ارائه میشود. در این صفحه، تلاش باید بر معرفی تیم یا فرد مالک سایت و خدمات و محصولات آنها متمرکز شود. در این پست به برخی موارد درباره اهمیت این صفحه همچنین افزایش کارآیی آن صحبت خواهیم کرد. به یاد داشته باشید که در یک سایت تجاری که برای کسب درآمد از اینترنت ایجاد شده است یا محل ارائه خدمات/محصولات یک مؤسسه/شرکت هست، وجود صفحه درباره ما حرفه ای، یک باید است!

اعتبار سایت

شاید مهمترین نقشی که صفحه درباره ما ایفا میکند، اعتماد سازی در ذهن مخاطبین سایت باشد. همه ما به کرات شنیده ایم و یا گفته ایم: “چطور به این سایت اعتماد کنم و اطلاعاتم رو در اختیارشون بذارم؟” یا “چطور اطلاعات کارت بانکیم رو توی سایت وارد کنم؟ از کجا معلوم اطلاعاتم رو کش نرن!” یا “این سایت اصلاً محصولاتش کیفیت دارن که من بخوام ازش بخرم؟”. خود من اولین سئوالی که در برخورد با یه سایت جدید میکنم همین هست که “چطوری باید آدرس ایمیلم رو به اینا بدم و مطمئن باشم ایمیلم رو نمیفروشن یا اینکه واسم اسپم نمیفرستن؟”.

در این مواقع، این بی اعتمادی از عدم شناخت کافی نسبت به مالکین سایت نشأت میگیرد و خب بدون شک بهترین راه برای حل این تناقض، معرفی مالک سایت هست! اما در راستای همین معرفی در صفحه درباره ما، مواردی هست که میتواند تأثیرگذاری این صفحه بسیار مهم را در این راستا یعنی نمایش اعتبار سایت، افزایش دهد:

۱. تصاویر مدیر/مدیران مجموعه + سوابق و معرفی کاملشان

یکی از ساده ترین چیزها برای صفحه درباره ما در یک سایت که میتواند تأثیر گذاری آن را به مراتب افزایش دهد! وقتی کسی وارد سایت ما می شود، به خوبی میفهمد که پشت این سایت یه سری آدم واقعی هستند و باز نوه عکسهای درج شده میتواند نشان دهد که این آدمهای واقعی، چقدر قابل اعتمادند… . البته منظورم این نیست که با یک عکس میتوان چنین نتیجه ای گرفت که هدف این است که عرض کنم عکس موجه، یک برگ برنده بزرگ است.

در این مورد صفحه معرفی تیم گوگل بهترین مثال است:

این صفحه را ببینید. تصویر زیر را ببینید و نوع عکسها را بررسی کنید:

صفحه معرفی تیم گوگل

صفحه معرفی تیم گوگل

 

همینطور این لینک را درباره تصاویر تیم مدیریت سایت/شرکت ببینید: این صفحه با یوزر حرف میزند!

۲. اجازه بدهید مشتریان با مشتریان آشنا شوند!

خیلی ساده هست؛ یه بازدید کننده میاد سایت شما و میفهمه شما قبلاً مشتریانی داشتید و میتونه بخونه این مشتریان چه نظری دارند دربارتون! صفحه درباره ما جایی هست که میتوان اجازه داد مشتریان هم درباره ما صحبت کنند و شاید مناسب ترین جا باشد.

چرا وقتی یه سری بازدیدکننده و مشتری داریم که از ما راضی هستند، به آنها اجازه ندهیم تا با بقیه درباره ما، صحبت نکنند… .

۳. داستان شکل گیری بیزینس خود را بازگو کنید.

پیش از این درباره نقل داستان در هنگام فروش صحبت کرده بودم (البته این مطلب در قالب آموزشی برای ایمیل مارکتینگ ذکر شده بود)، چه عالیست که در صفحه درباره ما سایت هم داستان استارت کسب و کار آنلاین خود را بیان کنیم، همیشه داستان باعث جلب نظر مخاطب میشود البته به این شرط که صادقانه و مناسب نوشته شده باشد نه اینکه مغرضانه و سرشار از غلطهای املایی و نگارشی…!

در این مورد این نمونه را مشاهده بفرمایید.

در هر صورت و با هر روشی که هست، باید صفحه درباره ما، مأموریت اصلی خود که همانا ایجاد اعتماد و معرفی مناسب مالک/مالکین سایت هست را انجام دهد و مواردی که گذشت، تنها چند مثال در این مسیر بودند. البته در اینکه کارا هستند شکی نیست اما صرفاً به همینجا و همینها بسنده نباید کرد… .

در نوشتن این متن، چند لینک و تیتر از اینجا قرض گرفته شده است!